چهار صندلي
يک ميز
پر شده از اوراقي که طعم انار را از ياد برده اند
ساعت از هفت گذشته است
و انگشتانت بر شانه حروف يخ زده اند
اينجا
چهار چشم در پي هم مي دوند
اما
دستي از دستي گرم نمي شود
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1385ساعت 0:35 قبل از ظهر  توسط منصور مومني
|
