تبليغاتX
كلبه هور

كلبه هور

سر نمي دهم تا حرفت را بزني، از آنان که با هياهو نمي گذارند صدايت به گوش برسد هم نيستم. تو چه؟

  • براي آن كه هستيم دو اتفاق بيشتر نمي شناسم :ميلاد و مرگ، باقي همين زندگي ست.
  • دانسته هام را رها مي کنم و مي انديشم. کشف تازه من همين است.
  • دروغ بگو! به خودت اما نه.
  • دروغ که مي گويي مي انديشم: چرا قابل اعتماد نيستم؟
  • تنهايي، جدايي ماست از آن كه ماييم.
  • کتاب خيانتي است ناچار از نويسنده به خودش.
  • هر کلام دريچه اي ست به کلمات ديگر!
  • گاهي زندگي ميخ کوب مي کند بهتر است پيش از هر قدمي ميخ را از جايش بيرون بکشيم.
  • جهان همه ي اين که می گویند هست ولي همه همين نيست.
  • چراغ کم سو جز اينجا را روشن نمی کند؛ خاموشش مي کنم تا تاریکی تمام خود را عیان کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1385ساعت 9:56 بعد از ظهر  توسط منصور مومني  | 

پرده را کنار نمي زني

آيه هاي بيدار نگاهت

با زمين نمي خوانند

 

نمي گويي

نه مي گويي

 

من

ايستاده ام

در دل ترديد جهان

و دوستت مي دارم

چرا؟

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 11:27 بعد از ظهر  توسط منصور مومني  |