تبليغاتX
كلبه هور

كلبه هور

سر نمي دهم تا حرفت را بزني، از آنان که با هياهو نمي گذارند صدايت به گوش برسد هم نيستم. تو چه؟

حقيقت آيا خون توست

يا نگاهي

که بر رقص روحي بي سرگذشت

وامانده است؟

چشم نمي توان بست

کلماتي که از عرض اين خيابان بگذرند

در صداي جهان نيست

و تنهايي

همين تکه ناني ست

که دريچه اتومبيلي را تا جوي

پريده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم شهریور 1386ساعت 1:0 قبل از ظهر  توسط منصور مومني  |