ماييم
مسافران ِتقدير و ياد
به راهي
که عشق مي سوزد و مرگ؛
فرمان ِحرکت مي گيرد.
ماييم
رها شده در هراس و قرار
با جان ِبي وزن ِتنهايي بر دوش
تا دوباره باز
تا « تو بگذار، اين بار... »
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط منصور مومني
|
