تبليغاتX
كلبه هور

كلبه هور

سر نمي دهم تا حرفت را بزني، از آنان که با هياهو نمي گذارند صدايت به گوش برسد هم نيستم. تو چه؟

ماييم

مسافران ِتقدير و ياد

به راهي

       که عشق مي سوزد و مرگ؛

                             فرمان ِحرکت مي گيرد.

 

ماييم

رها شده در هراس و قرار

با جان ِبي وزن ِتنهايي بر دوش

تا دوباره باز

تا « تو بگذار، اين بار... »

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 10:1 بعد از ظهر  توسط منصور مومني  |